رسالت من مبارزه با جهل است - وظیفه من روشنگریست

رسالت من بیان حقایق و تمایز حق از باطل ( تمایز درست از غلط ) است - هر آنچه در این وبلاگ نوشته شده برشی هر چند کوچک از حقیقت است

رسالت من مبارزه با جهل است - وظیفه من روشنگریست

رسالت من بیان حقایق و تمایز حق از باطل ( تمایز درست از غلط ) است - هر آنچه در این وبلاگ نوشته شده برشی هر چند کوچک از حقیقت است

ترفندهای تبلیغاتی اپل


-------------------------------------------------------

تکنیک ساندویچ

(  اپل از این ترفند به خوبی استفاده می کند بدین ترتیب هیچ وقت خودش را در موضع ضعف نمی بیند - اپل هر وقت چیزی را از دست می دهد یا در دادگاه شکست می خورد از این ترفند استفاده می کند و مثلا در خبر ها می خوانید که اپل در دادگاه از سامسونگ شکست خورده ولی چند خط پایین تر می نوسند که البته ماه قبل در دادگاه برنده شده بود و همچنین مدل جدید اپل واچ در راه است و پیش بینی می شود فروش بی نظیری را تجربه کند !!!

بدین ترتیب هیچ وقت از اپل تبلیغ منفی نمی بینید - اپل وقتی در مورد شکست هایش هم می نویسد ، در ادامه دم از موفقیت هایش می زند
شاید اکثر شما فکر کنید که همه شرکت ها علل خصوص سامسونگ از اپل کپی می کنند ولی در واقع همه شرکتها از روی هم کپی می کنند و طرح های موفق  هم دیگه را می دزدند ولی اپل با تبلیغات فراوان  سعی می کند برد های خود  را پررنگ جلوه دهد و اصلا به شکست هایش نمی پردازد
مثلا  وقتی آیفون 7 خوب فروخت هر دقیقه یک خبر مخابره می شد که واااای تمام رکورد های فروش در هم شکست بشتابید ..... ولی وقتی  آیفون 8 نصف تعداد مورد انتظار فروش کرد هیچ خبری درج نشد

اپل از تبلیغات غیر مستقیم استفاده می کند (تبلیغات ژورنالیستی)- یعنی نمی آید صرفا محصولاتش را تبلیغ کند بلکه به روزنامه نگار ها پول می دهد تا اخبار برد ها و پیشرفت های اپل را به نحوی که مطلوب آنهاست ،  پوشش دهند و خبرهای شکست اپل هم با تکنیک ساندویچ چاپ می شود   )

آیا تا به حال برای تو پیش اومده که بخوای خبر بد یا مطلب ناراحت کننده ای را به فردی بگی و یا نکته‌ای منفی رومتذکر بشیولی ندونی چطور موضوع را عنوان کنی که کمتر ناراحت یا دلخور بشه؟
در این زمان تکنیک ساندویچ کارسازه:
به این طریق که برای کم کردن اثر ناخوشایند یک پیام یا خبر منفی، آن را در میان دو عبارت یا خبر مثبت قرار داده و به مخاطب عرضه کن.
 
به این صورت:
«جمله مثبت، جمله منفی، جمله مثبت»

به عنوان مثال:
 شما آشپز بی نظیری هستی، اگرچه خورشت کمی شور شده، ولی سوپت واقعا خوشمزست                                 

 تو خیلی مهربونی، اگرچه گاهی به خاطر تذکرهای زیادت ناراحت میشم، ولی می دونم خیلی دوستم داری.
و...
قرار دادن جمله منفی در بین دو جمله مثبت از شدت اثر تخریبی آن کم میکنه و با اشاره به نکات مثبت، فرد احساس می کنه فقط نکات منفی دیده نشده، رعایت انصاف شده و به همین دلیل انگیزه بیشتری برای تغییر و بهبود شرایط خواهد داشت.

  برای بیان نکات مثبت لازم نیست اغراق کنی یا به دروغ ویژگی مثبتی را به فردی نسبت بدی، این کار اثر معکوس خواهد گذاشت. هر کسی ویژگی های مثبت فراوانی دارد که با کمی دقت متوجه آن ها خواهید شد

آیا جهان موازی وجود دارد؟

همه چیز در مورد جهان موازی

امروز به یک کلیپ جالب در مورد جهان موازی بر خوردم که لازم دانستم پرده از حقایق آن بردارم

ابتدا به این لینک مراجعه کنید و در ادامه به توضیح حقایقی از جهان هستی  در باب معنا می پردازیم
https://www.vidoal.com/video/%D8%AD%D9%82%DB%8C%D9%82%D8%AA-%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D9%88%D8%A7%D8%B2%DB%8C
باید بدانید  مبحث جهان موازی و جبر  در امتداد هم هستند یا حداقل با هم ارتباط دارند
کسانی که به جهان موازی اعتقاد دارند همان هایی هستند که به تناسخ ارواح و جبر هم اعتقاد دارند - این دسته از افراد معتقدند که وقتی یک انسان می میرد روحش در بدن یک انسان دیگر می رود و بدین ترتیب روح از بین نمی رود بلکه هر بار در بدن یک همزاد دیگر حلول می کند
مثلا اگر شما در این جهان مرده اید ممکن است روحتان در بدن یک انسان دیگر در این جهان یا حتی جهان دیگر حلول کند

البته این موضوع را به دژاوو هم ارتباط می دهند که آن را هم مورد بحث قرار می دهیم
مثلا می گویند اینکه شما صحنه هایی از زندگی را می بینید که گویی قبلا دیده اید یا برایتان اتفاق افتاده است به همین خاطر است
فلاسفه غرب چون سالها با وجود عالم معنا و خدا و حقیقت بعد دوم انسان یا همان روج جنگیده اند برای توجیه این گونه مسائل که کاملا به عالم معنا ارتباط پیدا می کنند به مشکل می خورند و به محمل گویی می پردازند

مسائلی مثل دژاوو کاملا نشات گرفته از روح انسان است و یک رویا نیست - خود من تا کنون بارها خودم را در صحنه ها و بزنگاه هایی دیده ام که کاملا مطمئن هستم برام اتفاق افتاده است - یعنی مثلا در یک خیابان در حال حرکت بودم و یک مرتبه یادم می آمد که این صحنه را قبلا دیده ام و می دانستم بعدش چه اتفاقی می افتد (مثلا یکی از دوستان سر می رسید یا ...)
همچنین یکی از عجیب ترین دژاوو های زندگی ام را می خواهم برای شما تعریف کنم
من در 18  سالگی خوابی دیدم مبنی بر اینکه با زانتیا تصادف کرده ام و از ماشین فقط یک سوئیچ و یک پلاک به جا مانده و این سوییچ و پلاک روی میز قرار دارد
با حالت پریشانی از خواب پریدم و بعد از چند ثانیه با خودم فکر کردم ما که اصلا زانتیا نداریم و من هم که گواهینامه ندارم!! ما در آن موقع 206 داشتیم
خیالم راحت شد و آرام گرفتم
3 سال بعد روز موعود بود - من با زانتیایی که تازه خریده بودیم تصادف شدیدی کردم که جلوی ماشین کاملا از بین رفت و به دلیل باز شدن ایربگ ها و صدای محیب آنها که یک آن جلوی چشمم سفید شد و فکر کردم مردم و شوک عصبی که به من وارد شده بود یک مقدار حالت منگی داشتم  و شب با حالتی درمانده و ناراحت خوابیدم - صبح که بیدار شدم خودم را در همان تحت خوابی دیدم که 3 سال پیش در خواب دیده بودم (زمانی که خواب دیده بودم خانه ما جای دیگری بود و شباهتی به محل خواب نداشت و بعد ها هم یادم نبود که اتاق خانه جدید همان اتاقی است که در خواب دیده بودم)  از جا بلند شدم  ،  آرزو میکردم اتفاقات دیشب  خواب بوده بود با حالتی مشوش وارد سالن شدم دیدم پلاک و سوییچ روی میز است !!!!!!!!!!!!!! اینجا بود که فهمیدم این بار خواب نبوده است و این اتفاق برای من افتاده است

دژاوو به ما ثابت می کند که ما در جبر نسبی قرار داریم نه جبر مطلق

از آغاز در سرنوشت من آمده بود که در این کشور و  در این خانه و توسط این والدین به دنیا بیایم و باز هم مقدر شده بود که این اتفاق برای من بیوفتد (من به اختیار خودم سوار ماشین شدم و پدرم هم به اختیار خودش این ماشین را خریده بود ) ولی مقدر بود که من با این ماشین تصادف کنم ولی بعد از آن با خودم بود که چگونه مسیر زندگی  ام را ادامه دهم و با این اتفاق کنار بیایم

همه ما یک سرنوشت یا آغاز نوشت داریم که در زمان تولدمان رقم می خورد ولی این ما هستیم که تصمیم می گیریم با وجود یک سری پیش فرض ها چگونه زندگی کنیم  و در طول زندگی مان چگونه فردی باشیم

------------------

احمقانه است که اروپایی ها سعی می کنند دژاوو را توهم یا خواب توصیف کنند در صورتی که دژاوو نشان می دهد ما روح داریم و روح می تواند از آینده با خبر باشد و این باز دلیلی روشن بر وجود خداوند است - خداوندی که می گوید من به آینده شما علم دارم و می دانم شما در زندگی چه می کنید -
حتی بعضی از طرفداران جبر مطلق می گویند این که خداوند در قران می فرماید من به آینده شما و کارهای نکرده شما هم علم دارم به این معنی است که ما هیچ اراده ای ندارم و هر کاری می کنیم از پیش تعیین شده است!!

حال آنکه واقعیت این است که خداوند به کاری که ما در آینده به اراده خود انجام می دهیم علم دارد - وقتی روح انسان می تواند از بخشی از آینده ای که نیامده خبردار باشد قطعا روح ازلی خداوند می تواند  از کل آینده انسان ها خبر داشته باشد

مقاله راز دژاوو را در دیجی کالا بخوانید و نظرات من هم با نام محمد حسن زیرش درج شده است - نظرات بنده در ذیل این مقاله می تواند راهگشای شما باشد
https://www.digikala.com/mag/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DA%98%D8%A7%D9%88%D9%88-%DA%A9%D8%B4%D9%81-%D8%B4%D8%AF/

-------------------------


برگردیم سر تناسخ ارواح و جهان موازی

نکته مهمی که می خواهم اینجا ذکر کنم این است که موضوع جهان موازی چیز جدیدی نیست و از دیر باز در فرهنگ هندی ها بوده است

قران کریم جهان موازی و بی اختیار بودن انسان و جبر مطلق را قویا رد می کند البته ادله ای هم در قران آمده است که از سواد من خارج است ولی می توانید در مورد آن تحقیق کنید

آنچه پر و واضح است ما یک بار به دنیا کی اییم و یک بار هم میمیریم و روح ما پاسخگوی اعمال ما در این جهان خواهد بود

بحث جهان موازی مفری است برای انسان های گناه کار که اینگونه خطا های خود را توجیه می کنندکه اگر من دزدی می کنم و به هم نوعم اسیب می زنم تقصیر خودم نیست بلکه سرشت من این گونه بوده است و بد بودن من به خاطر گناهانی است که همزاد من در جهان انجام داده بوده است

فیلم میلیونر زاغه نشین را ببینید حتما
در فیلم متوجه اعتقادادت شرک آمیز هندو ها خواهید بود
آنها معتقدند که اگر کسی کور است یا فلج است به خاطر گناهانی است که در جهان موازی یا همزادش انجام داده است
لذا آنها بد ترین  رفتار را با معلولان مادر زاد انجام می دهند تا به خیال خود آنها را ادب کنند

حال به برخورد ما ایرانی ها با معلولان نگاه کنید
کسی آنها را مسخره نمی کند - کسی معلول را سرزنش نمی کند بلکه با آنها هم دردی می کنیم
به آنها کمک می کنیم و ......

چرا که ما انسانیم و عقاید ما توحیدی است و مثل عقاید خرافی بعضی کشور ها نیست که گاو (خر ترین موجود دنیا) را بپرستند و همه عمر با فلاکت زندگی کنند

گرفتاری امروز هندو ها همه نشات گرفته از خرافات و بربافته های آنان است و امروز تحت نام علم و مطلب علمی دوباره آمده اند خرافات آنها را زنده کنند و خرافاتی که باعث بدبختی آنها شده است را به ما یاداوری کنند

می دانید هندی ها جلوگیری از بچه دار شدن را حرام و گناهی بزرگ می شمارند؟؟؟
ولی زاییدن در اوج فقر و بدبختی و آوردن یک طفل معصوم به دنیای پر از فقط و گناه خود را حلال می دانند!!!!
کسی که در اوج فلاکت زندگی می کند چرا باید بچه دار شود ؟؟؟
کشوری که عده زیادی از مردمش از گرسنگی رنج می برند چرا باید مدام در حال زاد آوری و افزایش جمعیت باشد و از آن بدتر چرا ما باید مورد حجوم خرافات خانمان بر انداز آنها شویم و مثل طفری بی توان دست و پا بسته در مورد خرافات آنها برخورد کنیم و مشعوف خرافات عجیب و غریب و بر بافته آنها شویم
مگر ما خومان فرهنگ و مذهب غنی نداریم که هر چه از خارج می اید شیفته آن می شویم

فقط و فقط به یک دلیل:
جهل مرکب

جهلی ناشی از عقاید و رسوم پوسیده که روز به روز به فقر و فلاکت آنها می افزاید

جهان موازی ، دژاوو ، تناسخ ارواح و هر چیزی در این باب آمده است که با تکیه بر نگاه متریالیستی به بیان حقایق جهان بپردازد ولی باید این حقیقیت را قبول کنند که همه مسائل جهان را نمی توان با نگاه تک بعدی به جهان توجیه کرد و حقیقت محز وجود چیزی است ما ورای ماده به نام روح و روح قطعا نشات گرفته از روح القدس یا روح قدسی است که در وجود تک تک ما قرار دارد
پس قدر خودتان را بدانید و تفکر کنید در باب اینکه انسان چیست و چه باید بکند

سخنم را با شعری از مولانا به پایان می برم

روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

 کـه چـرا غافـل از احـوال دل خـویـشـتنـم

 

از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود؟

 به کجا می روم؟ آخر ننمایی وطنم

 

مانده ام سخت عجب، کز چه سبب ساخت مرا

 یا چه بوده است مراد وی ازین ساختنم

 

جان که از عالم علوی است، یقین می دانم

 رخت خود باز برآنم که همانجا فکنم

 

مـرغ بـاغ ملـکوتم، نیـم از عالم خاک

 دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم

 

ای خوش آنروز که پرواز کنم تا بر دوست

 به هوای سر کویش، پر و بالی بزنم

 

کیست در گوش که او می شنود آوازم؟

 یا کدامست سخن می نهد اندر دهنم؟

 

کیست در دیده که از دیده برون می نگرد؟

 یا چه جان است، نگویی، که منش پیرهنم؟

 

تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی

 یک دم آرام نگیرم، نفسی دم نزنم

 

می وصلم بچشان، تا در زندان ابد

 از سرعربده مستانه به هم در شکنم

 

من به خود نامدم اینجا، که به خود باز روم

 آنکه آورد مرا، باز برد در وطنم

 

تو مپندار که من شعر به خود می گویم

 تا که هشیارم و بیدار، یکی دم نزنم

 

شمس تبریز، اگر روی به من بنمایی

 ولله این قالب مردار، به هم در شکنم

.

بزرگترین معضل اقتصادی ایران از ابتدا تا کنون




بزرگترین معضل اقتصادی ایران از ابتدا تا کنون :

افزایش تدریجی قیمت دلار به عنوان یک راهکار منطقی و عقلی در راستای افزایش صادرات از نظر دولت های اخیر نکوهیده بوده و هست - از این رو دولت ها با آن مقابله میکنند

صادر کننده ما ورشکست میشود و نمی تواند صادر کند ولی کسی انگار نمیفهمد دلیلش چیست یا خودشان را به خواب میزنند

در این ۴ سال اخیر بیش از ۴۰ ۵۰ درصد تورم داشته ایم ولی قیمت دلار ۱۳ تا ۱۵ درصد رشد کرده (درصد ها تقریبی است)

این یعنی روز به روز صادر کننده و تولید کننده ایرانی مهجور تر شده اند و وارد کننده ها فربه تر و ثروتمند تر شده اند

وارد کننده به راحتی جنس وارد میکند و سود های آنچنانی می برد و در ادامه به راحتی هم میتواند ثروتش را از کشور خارج کند

اگر نگوییم پایین نگه داشتن قیمت دلار به صورت هوشمندانه و هدفدار انجام شده تا منافع یک عده قلیلی را تامین کند باید بگوییم این امر بی تدبیری محض است

فرق واردکننده و تولید کننده در این است که وارد کننده در چشم به هم زدنی با دلار های بازار ایران کشور را ترک می کند و دلارها را به کشورهای خارجی انتقال میدهد و با دلار های مملکت ما آینده خود و طایفه اش را به مدت هزار سال تامین میکند ولی تولید کننده هر چه سود کند معمولا آن را در کارخانه اش خرج میکند و کارخانه اش را توسعه میدهد چون جنس صنعت گر و تولید کننده متفاوت از واردکننده است

تولید کننده است که مملکت ما را می سازد ولی واردکننده کشورهای همسایه را آباد می کند و متاسفانه ما در 12 سال اخیر فقط کشورهای اطراف را ثروتمند کرده ایم و خودمان روز به روز فقیر تر و مهجور تر شده ایم

ترکیه 12 سال پیش کجا بود و الان کجاست ؟ و ایران 12 سال پیش کجا بود و الان کجاست؟؟؟؟؟؟؟

راه پیشرفت مملکت فقط این است که دلار متناسب با نرخ تورم قیمتش بالاتر برود - به همین سادگی تمام صنایع فعال و آباد می شوند و دولت هم نیاز نیست هر روز دست بکند داخل کیسه بودجه و به آنها وام و پول بدهد

نقد اقتصادی دکتر ادیب در باب اقتصاد گلدکوئستی




ادیب : تئوریسین های دولت با صدای بلند اعلام می کنند که سود سپرده را باید بازار تعیین کند و دخالت دستوری به صلاح نیست ، اما بازار دارد اقتصاد را به سمت شوک درمانی می برد، عملکرد بازار تا کنون فقط باعث شده تا ۸۰ درصد کسب و کار ها ترجیح دهند تا با تعطیل کردن کسب و کار در بانکها سرمایه گذاری کنند ، این فرایند ضد اشتغال است؛ عملکرد بازار به شدت ضد اشتغال است؛ اینهائی که اینگونه بر تعیین سمت و جهت اقتصاد تاکید می کنند و همه را هم به دنبال خود می  کشند، اقتصاد سرمایه داری را تبلیغ نمی کنند ، این اقتصاد گلدکوئیستی است که از آن دفاع میشود ، در گلدکوئیست سود یک نفر از محل زیان دیگری پرداخت میشود، سودی که اکنون بانکها به سپرده پرداخت می کنند از محل زیان وام گیرنده ، زیان سپرده گذار و زیان  سهامدار بانکها پرداخت میشود این اقتصاد بازار نیست ، اقتصاد گلدکوئیستی را به اسم اقتصاد بازار فروختن ، در سکانس بعد واکنش افکار عمومی را به همراه دارد

چه باید کرد ؟

ادیب : من دولت را دعوت می کنم به باز اندیشی در حوزه ی فضای حاکم بر  کسب و کار ، ادامه فضای حاکم بر کسب و کار طی دو سال آینده به سقوط بخش بازرگانی ، خدماتی و تولیدی منجر میشود، فضا به سوی بد تر شدن حرکت می کند، اقتصاد نباید با  لنز ” سود سپرده نجومی”  به همه چیز نگاه کند ، با این سود سپرده فضا برای مانور فعالین اقتصادی روزانه در حال محدود شدن است، تئوریسین های اقتصادی دولت ادعا می کنند که به اقتصاد سمت و جهت ” اقتصاد بازار ”  می بخشند اما اقتصاد سمت و جهت گلدکوئیستی دارد


مقاله کامل را می توانید در این آدرس مطالعه بفرمایید

http://adibmh.ir/%D8%B3%D9%BE%D8%B1%D8%AF%D9%87-%DA%AF%D8%B0%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A8%D8%A7%D9%86%DA%A9/



------------------------


 مثل همیشه دکتر ادیب با شجاعت و جسارت مثال زدنی عملکرد دولت را نقد کرد - نقدی منصفانه به دور از حب و بغض - نقدی عالمانه که هیچ خللی به آن وارد نیست


کاش روحانی هم جسارت و شجاعت و صراحت دکتر ادیب را داشت تا در این منجلاب قرق نشویم


روحانی برای اینکه هیچ گروهی را با خود بد نکند دولت را به صورت بی تدبیر و امید واهی  اداره می کند - دولت به خوبی می داند که هر گونه دخل و تصرف در سود بانکها عده ای را ناراحت و رنجیده خاطر می کند و به همین خاطر هیچ دخالتی در این کار نمی کند


دولت هیچ تدبیری نمی کند ولی مدام امید می دهند - امید های واهی که فقط برای عموم مردم کاربرد دارد


 تصمیم نگرفتن در این حوضه خیلی بدتر از یک تصمیم بد است !!!

وقتی دولت هیچ تصمیمی نمی گیرد یعنی مملکت پوپولیستی اداره می شود - چطور دولت توقع دارد یک کشور به این بزرگی بدون اراده دولت اداره شود - اگر تصدی دولت بر مردم نباشد ما به افغانستان یا عراق دوم تبدیل می شویم - فهم این موضوع خیلی ساده است که دولت ها و حکومت ها برای چه به وجود آمده اند - اگر اراده و تصمیم دولت نباشد ما به تعداد مردم ایران نظریه و سبک رفتاری خواهیم داشت - این دولت است که مردم را در یک سو قرار می دهد و باعث می شود کشور به سر منزل مقصود برسد


علمکرد 4 ساله دولت مشابه این است که مریضی که گرفتار غده سرطانی شده را عمل نکنیم چون دردش می آید!!!


-------------------------------


و اما تدبیر دولت !!

دولت یقینا می داند که اگر تصمیمات عقلایی و درست بگیرد عده کثیری آثار و تبعات مثبت آن را نمی بینند ولی این سودی که هر ماه میریزند به جسابش را خوب می بینند

لذا هیچ کاری نمی کند و این بزرگترین خیانت به کشور ایران است - جوان ایرانی بی کار شده - کارخانه ها تعطیل شده - مهندس و کارگر همه بی کارند - ولی سپرده گذاران در آسایش و ارامش به سر می برند


.

تنها راز ثروتمند شدن - رازی که در همه ثروتمندان جهان از طریق آن پولدار شده اند



امروز می خواهم راز ثروت مند شدن را به شما بگویم

راز ثروت مند شدن چیزی نیست جز اینکه شما نباید از درآمدتان خرج کنید بلکه باید درآمد را در جایی سرمایه گذاری کنید و از سود حاصل از آن خرج کنید

فرض کنید ماهی 2 میلیون درآمد دارید - اگر هر ماه 2 میلیون خرج کنید آخر ماه چیزی پس انداز نکرده اید
همچنین اگر درآمدتان به ماهی 10 میلیون هم برسد و شیوه زندگی یا life style تان را بر آن اساس تنظیم کنید و خیلی لوکس زندگی کنید باز هم هر ماه 10 میلیون خرجتان خواهد بود و باز هم هیچی پس اندازی نخواهید داشت و باز هم ثروتمند نخواهید شد

----------------

اصل قضیه این است که درآمد بیشتر ، شما را ثروتمند تر نمی کند بلکه این پس انداز کردن است که شما را ثروتمند می کند
شما نباید از درآمدتان خرج کنید بلکه باید دارآمدتان را در بانک یا هر جای مطمئن دیگر سرمایه گذاری کنید و از سود حاصل از سرمایه خرج کنید



بزرگترین رانت اقتصادی ایران

بزرگترین رانت اقتصادی ایران

شاید از شنیدن اخبار اختلاس های چند هزار میلیارد تومانی اخیر شگفت زده شده باشید
اختلاس هایی که در اقتصاد های بزرگ و کلان جهان هم سابقه نداشته و نخواهد داشت
به عنوان مثال اختلاس ان میلیاردی امیر خسرو آریا انقدر بزرگ بود که در محافل خبری جهان هم صدا کرد و چون این رقم های درشت حتی در اقتصاد های  بزرگی مثل آمریکا که 100 برابر ایران است هم بی سابقه و بی نظیر بوده است و اساسا دستگاه های نظارتی  امکان چنین سو استفاده هایی به به سودجویان نداده و نخواهد داد
اقتصاد ایران در مقابل اقتصاد آمریکا به مانند طفل رنجوری می ماند و چه بی رحمند دزدان و قارتگرانی که به این طفل رنجور و مردم کم بضاعت رحم نمی کنند و نان سفره هموطنان فقیر و گرفتار خود را می ربایند
من می خواهم از بزرگترین رانت اقتصادی بازار ایران و جهان پرده بردارم
بزرگترین رانت بازار ایران ، رانت عظیم واردات است!!!
با بررسی قیمت دلاری و قیمت ریالی کالاهای بازار ایران در می یابیم هر جنسی که در بازار به فروش می رسد ، 2 تا 3 برابر ارزش دلاری آن قیمت گذاری شده است

جدول آماده شود از تبلت
دوربین 
لبتاپ
موبایل
همانطور که میبینید تنها کالایی که ارزش دلاری و ریالی آن برابر است گوشی موبایل است که دلیلش هم قاچاق این کالا توسط قاچاقچیان است
لذا از همینجا از آنان تشکر میکنیم که کالا را با قیمت مناسب و منطقی برای مردم عزیز کشورمان وارد می کنند که اگر آنها نبودند موبایل را هم باید با دو یا حتی 3 برابر قیمت فعلی خریداری می کردید - در تمام دنیا ، واردات کالای قاچاق به خاطر کشفیات و رشوه هایی که جا به جا می شود گران تر از واردات رسمی در می آید ولی در ایران به دلیل عوارض بی منطق و سود کلانی که وارد کننده می گیرد خیلی گران تر از قاچاق در می آید و این سوال پیش می اید که اساسا نقش حاکمیت چیست؟ مگر نه اینکه حاکمیت باید در راستای رفاه و آسایش مردم تحت امرش حرکت کند ؟؟
پس چرا جوری عمل می کند که کالا و خدمات به چند برابر قیمت به دست مردم برسد؟؟
اینجا این سوال پیش می آید که اگر دولت اساسا دست از مداخله در واردات بردارد بهتر نیست تا هم قاچاق کالا خاتمه یابد و هم مردم ایران بتوانند از کالا با قیمت مناسب بهره گیرند؟؟
آیا دولت بهتر است یا قاچاقچی؟؟
دولت با انصاف تر است یا قاچاقچی ؟؟
اصلا دولت بهتر است یا قاچاقچی؟؟

ایران در سال 40 میلیارد دلار معادل 160 هزار میلیارد تومان (160 تریلیون تومان) واردات انجام می دهد - حال تصور کنید حداقل معادل همین عدد سود واردکننده ها بوده است - یعنی وارد کننده ها در سال 160 هزار میلیارد تومان ارز مصرف می کنند و 160 هزار میلیارد تومان هم سود می برند و این بزرگترین رانت قابل تصور در جهان است

سوال من این است که چند وارد کننده حقیقی یا حقوقی عمده واردات ایران را انجام می دهند و این 160 هزار میلیارد تومان سهم چند نفر شده است

این رقم زمانی جالب تر می شود که بدانید کل بودجه عمرانی کشور 20 تا 30 هزار میلیارد تومان است ولی سود چند صد نفر یا چند هزار نفر 160 هزار میلیارد تومان است 
یعنی این عده قلیل می توانند کل این کشور را بخرند
یعنی دولت ایران از این افراد کوچک تر است